مجتبى ملكى اصفهانى

226

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

در ناحيه علّت و هم در ناحيه معلول ) تا بىنهايت ادامه يابد ، يا تنها در يك طرف . بنابراين ، تسلسل سه صورت دارد : 1 - تسلسل هم در ناحيه‌ى علّتها و هم در ناحيه‌ى معلولها . در چنين سلسله‌اى ، نه علّت آغازين ، يعنى علّتى كه معلول چيزى نباشد ، وجود دارد ، و نه معلول پايانى ، يعنى معلولى كه خودش علّت براى چيزى نباشد . 2 - تسلسل در ناحيه علّتها فقط . يعنى علّت آغازين در سلسله وجود ندارد ، ولى نقطه پايان وجود دارد . به عبارت ديگر : علّتى كه خود معلول علّت ديگرى نباشد ، وجود ندارد ، ولى معلولى كه علّت براى چيز ديگرى نباشد وجود دارد . 3 - تسلسل تنها در ناحيه معلول باشد . در اين قسم از تسلسل ، سلسله نقطه آغازين دارد ، اما نقطه پايان ندارد . ولى بايد دانست كه هر تسلسلى محال و ممتنع نيست ، بلكه تسلسلى محال و ممتنع است كه داراى سه شرط زير باشد : 1 - بايد اجزاى سلسله بالفعل موجود باشند . بنابراين ، در سلسله‌ى اعداد ، اگرچه محدوديت نيست و پس از هر عدد ، عدد ديگرى مىتوان در نظر گرفت ، و هيچ‌گاه به آخرين و بزرگترين عدد نمىتوان دست‌يافت ، ولى تسلسل اصطلاحى تحقق ندارد ؛ زيرا همه‌ى اجزاى اين سلسله بالفعل موجود نيستند ، و آنچه موجود است ، هميشه محدود و متناهى است . 2 - بايد اجزاى سلسله با هم موجود باشند . بنابراين ، در سلسله‌ى اجزاى زمان و همين‌طور حوادث زمانى ، گرچه نامحدود و نامتناهى باشند ، تسلسل